مدیریت واهمیت آن ازدیدگاه امام علی (ع)
مدیریت واهمیت آن ازدیدگاه امام علی (ع)
مطالعه تاريخ گذشتگان ما را به نقش و تاثير مديريت در ارتقا و يا انحطاط ملت ها واقف مي گرداند. چه بسيارند ملت هايي که از نظر امکانات مادي و زمينه هاي مساعد فکري و مايه هاي غني فرهنگي هيچ کمبودي نداشتند ولي به خاطر نداشتن مديري مدبر و رهبري آگاه که بتواند با برنامه ريزي صحيح و سازماندهي محکم از نيروهاي موجود در جهت هدف استفاده کند در سراشيبي سقوط و شکست قرار گرفته اند و در مقابل ملت هايي بوده اند که با ظهور انساني شايسته که رهبري و مديريت آن ملت را بر عهده گرفته و با سازماندهي و بسيج نيروها از کمترين امکانات بزرگ ترين افتخارات را به دست آورده است. اميرالمومنين(ع) در شناخت جايگاه مدير و رهبر در هر تشکيلاتي مي فرمايد: «همانا موقعيت من همانند قطب وسط آسياب است» و در جاي ديگر مي فرمايد: «موقعيت رهبر و فرمانده همانند نقش نخ تسبيح است که دانه ها را به هم پيوند مي دهد، وقتي رشته پاره شد، دانه ها پراکنده مي شوند و بدون نتيجه خواهند ماند و هيچ گاه در کنار يکديگر جمع نخواهند شد». (نهج البلاغه، خ3)
بنابراين مديريت و رهبري در هر نوعي که باشد از پيشوايي يک ملت گرفته تا فرماندهي لشکر، مسئول اداره و سرپرست خانواده ... در کارايي سازمان مربوطه و تحقق اهداف نقش موثر دارد. منتهي بايد از هر نظر توجه داشت که مدير در تشکيلات، تنها تاثير اجرايي ندارد بلکه هر حرکت از حرکات او آثار مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت و در همين موارد است که ميزان هنروري و هنرنمايي مدير مشخص مي گردد و شايد آنان که در تعريف مديريت گفته اند: مديريت هنر است به خاطر ظرافت ها، ابعاد و تاثيرات گوناگوني که مديريت دارد، اين معنا را استفاده کرده اند.
به جهت اينکه نقش هاي متنوع مديريت در يک سازمان مورد عنايت قرار گيرد به چند نمونه به طور مختصر اشاره مي شود:
قرآن کريم حقيقتي را بيان مي نمايد که وقتي پيامبر اسلام مردم را دعوت به توحيد و يکتاپرسي مي کرد، آنها صراحتاً اعلام مي کردند که تحت تاثير بزرگان و مديران اجتماعي - سياسي و يا «سادات و کبرا» و «آباء و اجداد» خود هستند. «وقتي که به آنها گفته شود از آنچه خداوند به وسيله وحي بر پيامبرش نازل کرده پيروي کنيد مي گويند ما از روش هاي پدران خود پيروي مي کنيم» (سوره مبارکه که بقره، آيه 170)
«به خدايي که دانه را (شکافت) و جان را آفريد، اگر بيعت کنندگان نبودند و ياران، حجت بر من تمام نمي کردند و خدا عالمان را نفرموده بود تا ستمکار شکمپاره را برنتابند (تحمل نکنند) و به ياري گرسنگان ستمديده بشتابند، رشته اين کار را از دست مي داشتم (کنار مي گذاشتم) و مي ديديد که دنياي شما را به چيزي نمي شمارم و حکومت را پشيزي ارزش نمي گذارم». (نهج البلاغه، خ3)
همچنين در باره بي ارزش بودن رياست مي فرمايد: «حکومت بر اساس هواپرستي، آبي گنديده و لقمه اي گلوگير است». (همان، خ33)
مديران در تمام سازمان ها بدون توجه به هدف و گستردگي کار، داراي وظايف مشابه و يکساني هستند، اين وظايف عبارت است:
«دقت و ظرافت در برنامه ريزي از وسيله و امکانات، مهم تر است».
برنامه ريزي عبارت است از پيش بيني عمليات با توجه به منابع (انساني و غير انساني) براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده.
حضرت علي(ع) در اهميت برنامه ريزي قبل از انجام کار مي فرمايد: «کسي که بدون آگاهي به عمل مي پردازد همچون کسي است که از بيراهه مي رود و چنين شخصي هر چه جلوتر ميرود از سرمنزل مقصود خويش بيشتر فاصله مي گيرد». (همان، خ151)
براي انجام هر عملياتي در سازمان لازم است قبل از عمل، برنامه ريزي صحيح انجام داد تا منابع سازمان ضايع نگردد و سازمان بتواند با اثربخشي و کارايي لازم به تحقق اهداف خود دست يابد. يکي از انديشمندان علم مديريت در اهميت نقش برنامه ريزي مي گويد:
- هر کاري مشکل تر، برنامه ريزي واجب تر.
- هر چيزي که به فکر آيد، قابل برنامه ريزي است.
- اگر مسئوليت يک برنامه را به بيش از يک نفر بسپاريم، احتمال شکست برنامه بيشتر است. (دسلر، گري، بي تا، 156)
مزاياي برنامه ريزي در يک سازمان مي توان شامل موارد زير باشد:
- احتمال رسيدن به هدف را بيشتر مي کند.
- تمرکز بر روي اهداف ايجاد مي کند.
- باعث هماهنگي بيشتر مي شود.
- از اضطراب در محيط کاري جلوگيري مي نمايد.
- به کار معنا و مفهوم مي بخشد.
اما اعتماد به نفس را در مديريت افزايش مي دهد.
عواملي که ممکن است برنامه ريزي را با شکست مواجه کند، عبارت است از:
«تدبير پيران، بالاتر از شمشير جوانان است»
(نهج البلاغه، حکمت 76)
مديراني که در ارتباط مستمر با تحولات محيط نيستند قادر به تطبيق سيستم با وضع موجود نبوده، سيتسم با اضمحلال و نابودي مواجه خواهد شد. امام علي (ع) پيرامون ضرورت آگاهي مدير از تحولات مي فرمايد:« به خدا سوگند از اخبار و روايات جاري کشور بي اطلاع نيستم تا مرا غافلگير کنند». (نهج البلاغه، خ6)
برنامه ريزي دو بخش دارد (بخش سياستگذاري، بخش اجرايي) در اجرا نبايد مردد بود.
5. عدم مشارکت با کليه دست اندر کاران برنامه براي برنامه ريزي و اجراي هر تغيير لازم است ابتدا کارکنان را آگاه سازيم و ضرورت تغيير را براي آنان بيان کنيم، به عبارت ديگر آنها را با فرصت ها و تهديدهاي آتي ناشي از استقرار وضع موجود آشنا سازيم، عدم مشارکت با کارکنان هر برنامه اي را با شکست مواجه خواهد کرد. حضرت علي (ع) در باره مشورت و مشارکت با افراد مي فرمايد:
- من همه کارها را با شما مطرح مي کنم جز اسرار جنگ.
- کسي که به راي خود پافشاري کند هلاک مي شود کسي که با ديگران مشورت کند در عقل و انديشه آنان شريک مي شود.
- مشاورت، خوب پشتيباني است و خود راي بودن، آمادگي بدي است.
- کسي که از انديشه هاي خود به وجد آيد، دشمنانش بر او چيره مي شوند.
- پيش از آنکه به کاري تصميم بگيري بينديش و پيش از اقدام به آن مشورت نما و قبل از هجوم به کار تدبير و سپاسگزاري کن. (جلوه هاي حکمت: 33)
حضرت علي(ع) در عهدنامه معروف مالک اشتر، جامعه را داراي طبقات اجتماعي دانسته هر يک از آنها را بر اساس نوع کار و چگونگي مسئوليت شان دسته بندي مي کند و مي فرمايد: «اي مالک! بدان که جامعه تحت نظارت تو به طبقات مختلفي تقسيم شده اند و کار هيچ گروهي ديگر به کمال نمي رسد و هيچ دسته اي از دسته ديگر بي نياز نيست». (نهج البلاغه، نامه 53)
همچنين اميرالمومنين (ع) در زمينه تقسيم کار و مسئوليت به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد: «براي هر يک از فرودستان و کارکنان خويش کاري مشخص کن تا او را نسبت به همان کار مواخذه کني، چرا که اين روش سزاوارتر است تا انجام دادن کارهاي تو را به يکديگر واگذار نکنند.» (تحليلي از مديريت اسلامي در پنج سال رهبري امام علي (ع)».
برخي از اصول مهم و متداول در فرآيند سازمان دهي به شرح زير است:
5-2-2. ضرورت رعايت نظم
نظم حيات اجتماعي است. در زندگي چيزي خطرناک تر از بي نظمي نيست. ريشه نظم به معناي خوب و درست انجام دادن کار است. امام علي(ع) مي فرمايد: «عاقل کسي است که هر چيزي را در جاي خود مي گذارد». نظم فيزيکي و نظم فکري دو منبع اصلي مديريت است، غلبه بر بي نظمي، شروع خردمندي و رعايت است. در يک کار گروهي، نظم و انضباط کليد اصلي موفقيت است. براي اجراي وظايف در سازمان، استفاده بهينه از منابع انساني و تجهيزات، حفظ ارزش هاي حاکم بر گروه و... بايد نظم برقرار گردد.
5-2-4. به کارگيري نيروها بر اساس معيار تعهد و لياقت
اصولاً انسان استعدادها و ظرفيت هاي بالقوه فراواني دارد اما بايد اعتراف کرد که به لحاظ ساخت فيزيولوژيکي و رواني براي انسان ضعف ها و محدوديت هايي نيز متصور است. حضرت امير در اين زمينه مي فرمايد: هر گاه خواستي فرمانت اطاعت شود چيزي را بخواه که توانايي انجام آن باشد. در کليله و دمنه آمده است که «هر که زمام مصالح وزيري ناصح بسپارد هر گز دست ناکامي به دامن اقبال او نرسد و پاي حوداث ساخت، سعادت او را نسپرد» (کليله و دمنه: 194)
در درون جامعه، نهادهاي گوناگون، نقش هاي متفاوتي دارند. کارايي و کارآمدي ساخت ها و نهادهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي در گروي برقراري نوعي هماهنگي، ثبات، امنيت، تعادل و همسازي اجزا با يکديگر است.
منابع:
1- ابن ابي الحديد، عزيزالدين ابوحامد المعتزلي، شرح نهج البلاغه، به تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالاحياء الکتب العربيه، (1960) ، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان.
2- تحليلي از مديريت اسلامي در پنج سال رهبري امام (ع) موسسه تحقيقاتي اميرالمومنين، قم.
3- سيدرضا تقوي دامغاني، نگرش بر مديريت اسلامي، تهران: سازمان تبليغات اسلامي، ج8؛ 1374.
4- مجله تدبير، شمار 23.
5- جعفر رحماني ، کاوسي، اصول مديريت اسلامي، سيره نظري و عملي حضرت علي (ع) بي تا.
6- گري دسلر، مباني مديريت، ج1.
7- علاء الدين الهندي، کنزالمعال، موسسه الرسالات.
8- علامه مجلسي ، بحارالانوار، ج77.
9- غرر الحکم.
10- فيض الاسلام، مصطفي زماني، جعفر شهيدي، نهج البلاغه.
11- قرآن کريم.
12- محمود قوچاني، فرمان حکومتي، تهران: انتشارات مرکز آموزش مديران دولتي، 1377.
13- کليني، اصول کافي.
14- مجمع البيان، ج3.
15- سيد اصغر ناظم زاده، جلوه هاي حکمت، قم، دفتر تبليغات اسلامي، حوزه علميه قم، 1375.
16- نصرالله منشي، کليه و دمنه.
مطالعه تاريخ گذشتگان ما را به نقش و تاثير مديريت در ارتقا و يا انحطاط ملت ها واقف مي گرداند. چه بسيارند ملت هايي که از نظر امکانات مادي و زمينه هاي مساعد فکري و مايه هاي غني فرهنگي هيچ کمبودي نداشتند ولي به خاطر نداشتن مديري مدبر و رهبري آگاه که بتواند با برنامه ريزي صحيح و سازماندهي محکم از نيروهاي موجود در جهت هدف استفاده کند در سراشيبي سقوط و شکست قرار گرفته اند و در مقابل ملت هايي بوده اند که با ظهور انساني شايسته که رهبري و مديريت آن ملت را بر عهده گرفته و با سازماندهي و بسيج نيروها از کمترين امکانات بزرگ ترين افتخارات را به دست آورده است. اميرالمومنين(ع) در شناخت جايگاه مدير و رهبر در هر تشکيلاتي مي فرمايد: «همانا موقعيت من همانند قطب وسط آسياب است» و در جاي ديگر مي فرمايد: «موقعيت رهبر و فرمانده همانند نقش نخ تسبيح است که دانه ها را به هم پيوند مي دهد، وقتي رشته پاره شد، دانه ها پراکنده مي شوند و بدون نتيجه خواهند ماند و هيچ گاه در کنار يکديگر جمع نخواهند شد». (نهج البلاغه، خ3)
بنابراين مديريت و رهبري در هر نوعي که باشد از پيشوايي يک ملت گرفته تا فرماندهي لشکر، مسئول اداره و سرپرست خانواده ... در کارايي سازمان مربوطه و تحقق اهداف نقش موثر دارد. منتهي بايد از هر نظر توجه داشت که مدير در تشکيلات، تنها تاثير اجرايي ندارد بلکه هر حرکت از حرکات او آثار مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت و در همين موارد است که ميزان هنروري و هنرنمايي مدير مشخص مي گردد و شايد آنان که در تعريف مديريت گفته اند: مديريت هنر است به خاطر ظرافت ها، ابعاد و تاثيرات گوناگوني که مديريت دارد، اين معنا را استفاده کرده اند.
به جهت اينکه نقش هاي متنوع مديريت در يک سازمان مورد عنايت قرار گيرد به چند نمونه به طور مختصر اشاره مي شود:
4-1. نقش تربيتي مدير
قرآن کريم حقيقتي را بيان مي نمايد که وقتي پيامبر اسلام مردم را دعوت به توحيد و يکتاپرسي مي کرد، آنها صراحتاً اعلام مي کردند که تحت تاثير بزرگان و مديران اجتماعي - سياسي و يا «سادات و کبرا» و «آباء و اجداد» خود هستند. «وقتي که به آنها گفته شود از آنچه خداوند به وسيله وحي بر پيامبرش نازل کرده پيروي کنيد مي گويند ما از روش هاي پدران خود پيروي مي کنيم» (سوره مبارکه که بقره، آيه 170)
4-2. نقش محوري مدير
4-3. نقش بنيادي مدير
5. وظايف مدير
«به خدايي که دانه را (شکافت) و جان را آفريد، اگر بيعت کنندگان نبودند و ياران، حجت بر من تمام نمي کردند و خدا عالمان را نفرموده بود تا ستمکار شکمپاره را برنتابند (تحمل نکنند) و به ياري گرسنگان ستمديده بشتابند، رشته اين کار را از دست مي داشتم (کنار مي گذاشتم) و مي ديديد که دنياي شما را به چيزي نمي شمارم و حکومت را پشيزي ارزش نمي گذارم». (نهج البلاغه، خ3)
همچنين در باره بي ارزش بودن رياست مي فرمايد: «حکومت بر اساس هواپرستي، آبي گنديده و لقمه اي گلوگير است». (همان، خ33)
مديران در تمام سازمان ها بدون توجه به هدف و گستردگي کار، داراي وظايف مشابه و يکساني هستند، اين وظايف عبارت است:
5-1. برنامه ريزي
«دقت و ظرافت در برنامه ريزي از وسيله و امکانات، مهم تر است».
برنامه ريزي عبارت است از پيش بيني عمليات با توجه به منابع (انساني و غير انساني) براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده.
حضرت علي(ع) در اهميت برنامه ريزي قبل از انجام کار مي فرمايد: «کسي که بدون آگاهي به عمل مي پردازد همچون کسي است که از بيراهه مي رود و چنين شخصي هر چه جلوتر ميرود از سرمنزل مقصود خويش بيشتر فاصله مي گيرد». (همان، خ151)
براي انجام هر عملياتي در سازمان لازم است قبل از عمل، برنامه ريزي صحيح انجام داد تا منابع سازمان ضايع نگردد و سازمان بتواند با اثربخشي و کارايي لازم به تحقق اهداف خود دست يابد. يکي از انديشمندان علم مديريت در اهميت نقش برنامه ريزي مي گويد:
- هر کاري مشکل تر، برنامه ريزي واجب تر.
- هر چيزي که به فکر آيد، قابل برنامه ريزي است.
- اگر مسئوليت يک برنامه را به بيش از يک نفر بسپاريم، احتمال شکست برنامه بيشتر است. (دسلر، گري، بي تا، 156)
مزاياي برنامه ريزي در يک سازمان مي توان شامل موارد زير باشد:
- احتمال رسيدن به هدف را بيشتر مي کند.
- تمرکز بر روي اهداف ايجاد مي کند.
- باعث هماهنگي بيشتر مي شود.
- از اضطراب در محيط کاري جلوگيري مي نمايد.
- به کار معنا و مفهوم مي بخشد.
اما اعتماد به نفس را در مديريت افزايش مي دهد.
عواملي که ممکن است برنامه ريزي را با شکست مواجه کند، عبارت است از:
1. به کارگيري افراد نامناسب
«تدبير پيران، بالاتر از شمشير جوانان است»
(نهج البلاغه، حکمت 76)
2. عدم آگاهي
مديراني که در ارتباط مستمر با تحولات محيط نيستند قادر به تطبيق سيستم با وضع موجود نبوده، سيتسم با اضمحلال و نابودي مواجه خواهد شد. امام علي (ع) پيرامون ضرورت آگاهي مدير از تحولات مي فرمايد:« به خدا سوگند از اخبار و روايات جاري کشور بي اطلاع نيستم تا مرا غافلگير کنند». (نهج البلاغه، خ6)
3. تضاد و اختلاف نظر در برنامه
برنامه ريزي دو بخش دارد (بخش سياستگذاري، بخش اجرايي) در اجرا نبايد مردد بود.
5. عدم مشارکت با کليه دست اندر کاران برنامه براي برنامه ريزي و اجراي هر تغيير لازم است ابتدا کارکنان را آگاه سازيم و ضرورت تغيير را براي آنان بيان کنيم، به عبارت ديگر آنها را با فرصت ها و تهديدهاي آتي ناشي از استقرار وضع موجود آشنا سازيم، عدم مشارکت با کارکنان هر برنامه اي را با شکست مواجه خواهد کرد. حضرت علي (ع) در باره مشورت و مشارکت با افراد مي فرمايد:
- من همه کارها را با شما مطرح مي کنم جز اسرار جنگ.
- کسي که به راي خود پافشاري کند هلاک مي شود کسي که با ديگران مشورت کند در عقل و انديشه آنان شريک مي شود.
- مشاورت، خوب پشتيباني است و خود راي بودن، آمادگي بدي است.
- کسي که از انديشه هاي خود به وجد آيد، دشمنانش بر او چيره مي شوند.
- پيش از آنکه به کاري تصميم بگيري بينديش و پيش از اقدام به آن مشورت نما و قبل از هجوم به کار تدبير و سپاسگزاري کن. (جلوه هاي حکمت: 33)
6. اسير مشاور بودن
7. مشخص نبودن اهداف
5-2. سازمان دهي
حضرت علي(ع) در عهدنامه معروف مالک اشتر، جامعه را داراي طبقات اجتماعي دانسته هر يک از آنها را بر اساس نوع کار و چگونگي مسئوليت شان دسته بندي مي کند و مي فرمايد: «اي مالک! بدان که جامعه تحت نظارت تو به طبقات مختلفي تقسيم شده اند و کار هيچ گروهي ديگر به کمال نمي رسد و هيچ دسته اي از دسته ديگر بي نياز نيست». (نهج البلاغه، نامه 53)
همچنين اميرالمومنين (ع) در زمينه تقسيم کار و مسئوليت به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد: «براي هر يک از فرودستان و کارکنان خويش کاري مشخص کن تا او را نسبت به همان کار مواخذه کني، چرا که اين روش سزاوارتر است تا انجام دادن کارهاي تو را به يکديگر واگذار نکنند.» (تحليلي از مديريت اسلامي در پنج سال رهبري امام علي (ع)».
برخي از اصول مهم و متداول در فرآيند سازمان دهي به شرح زير است:
5-2-1. تفويض اختيار
5-2-2. ضرورت رعايت نظم
نظم حيات اجتماعي است. در زندگي چيزي خطرناک تر از بي نظمي نيست. ريشه نظم به معناي خوب و درست انجام دادن کار است. امام علي(ع) مي فرمايد: «عاقل کسي است که هر چيزي را در جاي خود مي گذارد». نظم فيزيکي و نظم فکري دو منبع اصلي مديريت است، غلبه بر بي نظمي، شروع خردمندي و رعايت است. در يک کار گروهي، نظم و انضباط کليد اصلي موفقيت است. براي اجراي وظايف در سازمان، استفاده بهينه از منابع انساني و تجهيزات، حفظ ارزش هاي حاکم بر گروه و... بايد نظم برقرار گردد.
5-2-3. رعايت سلسله مراتب
5-2-4. به کارگيري نيروها بر اساس معيار تعهد و لياقت
اصولاً انسان استعدادها و ظرفيت هاي بالقوه فراواني دارد اما بايد اعتراف کرد که به لحاظ ساخت فيزيولوژيکي و رواني براي انسان ضعف ها و محدوديت هايي نيز متصور است. حضرت امير در اين زمينه مي فرمايد: هر گاه خواستي فرمانت اطاعت شود چيزي را بخواه که توانايي انجام آن باشد. در کليله و دمنه آمده است که «هر که زمام مصالح وزيري ناصح بسپارد هر گز دست ناکامي به دامن اقبال او نرسد و پاي حوداث ساخت، سعادت او را نسپرد» (کليله و دمنه: 194)
5-3. هماهنگي
در درون جامعه، نهادهاي گوناگون، نقش هاي متفاوتي دارند. کارايي و کارآمدي ساخت ها و نهادهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي در گروي برقراري نوعي هماهنگي، ثبات، امنيت، تعادل و همسازي اجزا با يکديگر است.
5-4. هدايت و رهبري
5-5. نظارت و کنترل
فرجام
منابع:
1- ابن ابي الحديد، عزيزالدين ابوحامد المعتزلي، شرح نهج البلاغه، به تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالاحياء الکتب العربيه، (1960) ، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان.
2- تحليلي از مديريت اسلامي در پنج سال رهبري امام (ع) موسسه تحقيقاتي اميرالمومنين، قم.
3- سيدرضا تقوي دامغاني، نگرش بر مديريت اسلامي، تهران: سازمان تبليغات اسلامي، ج8؛ 1374.
4- مجله تدبير، شمار 23.
5- جعفر رحماني ، کاوسي، اصول مديريت اسلامي، سيره نظري و عملي حضرت علي (ع) بي تا.
6- گري دسلر، مباني مديريت، ج1.
7- علاء الدين الهندي، کنزالمعال، موسسه الرسالات.
8- علامه مجلسي ، بحارالانوار، ج77.
9- غرر الحکم.
10- فيض الاسلام، مصطفي زماني، جعفر شهيدي، نهج البلاغه.
11- قرآن کريم.
12- محمود قوچاني، فرمان حکومتي، تهران: انتشارات مرکز آموزش مديران دولتي، 1377.
13- کليني، اصول کافي.
14- مجمع البيان، ج3.
15- سيد اصغر ناظم زاده، جلوه هاي حکمت، قم، دفتر تبليغات اسلامي، حوزه علميه قم، 1375.
16- نصرالله منشي، کليه و دمنه.
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 12:25 توسط قدرت اله شمیرانی
|